زیباترین نامه های عاشقونه

جملات عاشقونه از یه دل شکسته

سلام رویای من!...

این شبها حال عجیبی دارم. حال آدم های گیجی که دلشان نمی خواهد از گیجی بیایند بیرون. اما یکجور بلاتکلیفی بی سرانجام رنجم می دهد.

این شبها دلم می خواهد آنقدر پشت میزم بنشینم و چرت بزنم تا وقتی که همه خوابند در اتاقم را قفل کنم و پنجره را باز. بعد بروم دراز بکشم. موهایم را همانطور که همیشه دوست داشتی پخش کنم روی بالش ، زیر سرت. پتو را تا روی چانه بکشم بالا و چشم بدوزم به پنجره . بعد شروع به شمردن کنم. ... ۳- ۲- ۱ آرام. آنقدر آرام و شمرده که پلک هایم سنگین شوند و تو بیایی.

پنجره را که می بندی متوجه آمدنت می شوم. پرده را با عصبانیت می کشی و می نشینی لب تخت کنار سرم و نگاهم می کنی. باید از چشم هایت بفهمم برای چه عصبانی هستی. نگرانی مثل همیشه. عصبانی شده ای که باز هم پنجره را باز گذاشته ام. فکر می کنی نصفه شبی مردم بیکاراند که بیایند و از پنجره مرا نگاه کنند. با عصبانیت به در اشاره می کنی و می گویی: در که هست، صد بار نگفتم پنجره را باز نگذار؟ به سمتت می چرخم. دستت را که ستون کرده ای کنار سرم در آغوش می گیرم و لب هایم را می گذارم روی ساعدات و می گویم: دوست دارم از پنجره بیایی! من نگاهت می کنم و تو انگشت هایت را می بری لای موهایم. آخ که دلم غش می رود برای آن همه عصبانیت های معنا دارت...

این کار هر شبمان است رویا. پنجره را باز می گذارم که بیایی. موهایم را پخش می کنم که بیایی. احساس می کنم وقتی همه چیز آنطور که دوست داشتی باشد ، حتما می آیی.

هنوز هم به سلیقه ی تو لباس می خرم. بیشتر آبی و قرمز . کمتر سفید و مشکی. شهره خاص و عام شده ام با لباس پوشیدنم. سلیقه ات حرف ندارد . همه تعریف می کنند.

راستی رویای من، حالا که مرده ای ، وقتی آبی می پوشم باز هم مرا می بینی و می گویی چقدر "ماه" شدی؟!

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱ ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ توسط پسرک تنهایی ها نظرات ()